سلام .
مدتهاست که برای بودن و نوشتن ، هم بهانه کم می آورم و هم زمان . اما امشب هم زمان جاری است و هم بهانه ها به وفور ....
۱. هنوز وقتی راجع به کربلای ۵ تصویر پخش میشود مثل ۲۳ سال پیش میدوم پای تلویزیون . که نکند یک وقت تصویری از عمو ها پخش شود و من نبینم . جالب است که هر بار رزمنده های فاتح شلمچه جلوی دوربین یا مشهدی هستند یا اصفهانی و تهرانی . فکر کنم لشگر۳۱ عاشورا ، احتمالا یا مرخصی بوده یا ؟ فقط نمی دانم چراروی سنگ قبر نصف شهدای زادگاهم نوشته : محل شهادت شلمچه . کربلای ۵
۲ . نمی دونم تا حالا متوجه حضور افراد احمق در کنار خودتون شدین یا نه ؟ نباید زیاد دقت کنین چون به شدت دور و برمون احمقیزاسیون شده و ممکنه مرزشون به جاهای باریک هم بکشه .
یادم نمیره در زمانهای دور با عزیزی که هنوزشاید مغز کوچکش را حفظ کرده باشه در حال صحبت بودیم . بنده شعری قرائت فرمودم و بعدها که دلیل ناراحتی این عزیز راپرسیدم ، وجود تن نازکتری از وی در ابیات احمقانه ام بود ...
نمی دانم شاید با خواندن این نوشته یکی پیدا شود که بخواهد احمقهای دور و برش را مرور کند و خدا را چه دیدی شاید اسم من هم در آن بین بدرخشد.
در هر حال عجیب احمقها فراوان شده اند و موفق .
۳. اگه خلقت میخواست ترمیم بشه یا بازسازی....چه پیشنهادی میدادین؟چی رو حذف میکردین یاچی رو اضافه . لطفا کمی فانتزی ذهنتون رو کار بندازین....
۴ . تا بعد....
نوشته شده توسط هادی در یکشنبه 7 مهر 1387 و ساعت 04:09 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -